مشاهدات
ادبیات زیر سایهی تروما
تحلیلِ شخصیتهای رمان و نمایشنامه بر مبنای علمِ روانشناسی یک چیز است، آفریدنِ آنها بر اساسِ اختلالات و بیماریها یک چیزِ دیگر. نقدِ ادبی بر اساسِ معیارهای روانشناسی یکچیز است، نوشتنِ قصه بر طبقِ دستورالعملهای تشخیصِ اختلالها چیزی دیگر. و در نهایت، منتقدِ آگاه به روانشناسی یکچیز است و تخیلاتِ نویسندهی اسیر در میانِ دفترچهی…
ادامهدوساعت و بیستدقیقه از تاریخِِ معاصر
گزارشی از یک گفتگوی آزاد مکان؟ جشن هنر شیراز. زمان؟ سال ۱۳۴۹. موضوع؟ تئاتر امروز ایران. در پَنِل، داود رشیدی مسئول جلسه است و چهرههای مثل بهرام بیضایی، آربی آوانسیان، علی نصریان و محمدعلی جعفری گهگاه در پاسخ به پرسشها و گاه با رفتن به سراغِ موضوعاتِ موردِ نظر یا علاقهی خودشان حرفهایی میزنند. حاضرانی…
ادامههرگونه تشابه با واقعیت اتفاقیست
مقالهای مختصر در نیویورکتایمز دربارهی مشکل تازهایست که دستکم از یک جهت بحث داغ این روزهای دنیاست. در کنارِ مخلوقاتِ هیجانانگیزی که هر آن از دهانِ این "رع"ِ (Ra) جهانِ امروز (به اصطلاح هوشِ مصنوعی) خارج میشود، یکی هم نویسندگیست. ماجرا از این قرار است که نویسندهی یادداشت متوجه شده کتابهایی با موضوع زندگینامه (بیوگرافی)…
ادامهعقدهی حقارت و آدمی که میخواست اوج بگیرد
کلاسیکهای روانشناسی (۲) – آلفرد اَدلر در کنارِ یافتنِ سرِنخهایی که نشان دهد شکست و موفقیتِ آدمهای مشهورِ تاریخ از چه ناشی شده، کسانی هم معتقدند برخی عواملِ فیزیکی و حوادثِ ظاهرا نامرتبط را میتوان در معادله گنجاند و نتایجی هیجانانگیز و گاه مجادلهبرانگیز گرفت که سرگرمکننده هم باشند. مثلا مینویسند کلافگیِ سارتر از انسانها…
ادامهمرگ زیباست اما مُردن، ممکن است نباشد
به بهانهی فرامرز اصلانی اما نه فقط دربارهی او کمتر از سههفته پس از انتشارِ پُستی کوتاه توسط خودِ خواننده که حاکی از بیماریِ سرطان بود، خبر مرگاش منتشر شد. هر دو کمابیش به یک اندازه غیرمنتظره و تاثرانگیز. در این میان اما، یکچیز شایستهی تحسین است. تفاوتی آشکار با دیگر نمونهها از بیماری و…
ادامهسایهی هراسناکِ کاراواجو
به بهانهی فیلم سایهی کاراواجو آخرین تلاش برای به تصویر کشیدنِ یکی از مرموزترین و در همانحال برجستهترین چهرههای هنر و تمدن اروپا، اثریست از نظر سینمایی کمابیش متوسط که دشوار بتوان از دیدناش پشیمان شد. فیلم، از جنبهی داستان و روایت، بازیها و خصوصیاتِ بصری با هیچ معیاری درخشان به حساب نمیآید، منتها برای بینندهای…
ادامهفواید و مضراتِ کولبودن
نویسنده/روزنامهنگاری مشهور در یکی از فرودگاههای نیویورک غذا (برگر و سیبزمینی سرخکرده) و مشروبی (ویسکی) سفارش میدهد و عکسی از آن را به همراه قیمت (۷۸دلار) در توییتر منتشر میکند. با این توضیحِِ مختصر که "برای همین است مردم معتقدند وضعِ اقتصاد آمریکا فاجعه است". آن توییت واکنشهایی فراتر از تصور میگیرد و اسباب تمسخرِ…
ادامهارادهی آزاد – توهم یا واقعیت
ماجرای تحقیقی جنجالی که ظاهرا هیچگاه کهنه نمیشود مطالعهای تازه منتشرشده در نوروسایکولوژیا، دوباره ماجرای تحقیقِ مشهورِ بنجامین لیبت -عصبشناس آمریکایی- را به میان کشید. لیبت نزدیک به چهاردهه پیش بر اساس پژوهشی که بعدها نقدهای بسیار بر آن وارد شد ادعا کرد نتایج نشان میدهد لحظاتی پیش از آنکه ما از تصمیمِ خویش آگاه…
ادامهآفرینش با دستانِ بسته
منتشرشده در اقتراحیههای بارو – شمارهی یازدهم نویسنده-منتقدی[۱] که نوشت "با انحطاط جامعه، زبان نیز به انحطاط کشیده میشود"، طبیعتاً معنایی مشخص از «زبان»، «انحطاط» و دینامسیم میانِ این دو در ذهن داشت. و شاعری[۲] که میگوید "آرزومندم لغات گمشده زمانی بتوانند آنچه را امروز از گفتنشان عاجزیم بازگویند" میپندارد کلمات، "چیز"هاییاند مدفون در جایی…
ادامهو باقی همه سکوت است …
زبان -این یگانهترین ابزار بشر برای ارتباط- چون متهمی ابدی ناچار است بار گناه هرآنچه سوتفاهم است بر دوش کشد. هر کلمه به شکلی پیشفرض ناتوان از بیان ذهنیتیست که آن را ادا میکند و با اینحال برای شکستن سکوت لحظهای نمیتوان از سخنگفتن خودداری کرد
ادامهزنان شکارچی و مردان مورخ
تحقیقی تازه دربارهی جوامعِ شکارچی-گردآورنده حاویِ اطلاعات و برداشتِ تازهایست که آن تصویر کلیشهایِ رایج مبنی بر مردانِ شکارچی-زنانِ گردآورنده را با تردید جدی روبرو میکند. اطلاعات و آمار از گروهها و جوامع مختلف نشان میدهد حضور زنان در شکار نه تنها مشارکتی جدی و گاه همتراز با مردان بوده بلکه با ابداعِ ابزار و…
ادامهاَتیکیفوبیا
هر یک از ما ممکن است در دفاع از “راستی” دروغ بگوییم و در جدال با “جهالت” دست به کتمان واقعیت و پوشاندناش بزنیم و اینهمه، نتیجهی نوعی رذالتِ شخصی یا دورویی نیست. تضادِ میان اصول یا تعلقات فکری در جامعهای چندلایه و تودرتو، گزینهها را چنان در برابر هم قرار میدهد که هر موفقیت…
ادامههمینگوی
مستند ششقسمتی بیش از آنکه ذرهبینی بر آثارِ ادبیِ یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستمِ آمریکا باشد، تصویری جامع و پرجزئیات از زندگیِ شخصی، اجتماعی و فراز و فرودهای فکری و روحیِ ارنست همینگوی بود در دلِ آن مرد قوی، بااراده و سلحشور، پسربچهای هراسان، حساس و بهانهگیر باقی مانده بود؛ شاید همچون هر مرد…
ادامهشورتی که میکلآنژ از دل سنگ در نیاورد
زمانی در خبرها آمد وقتی برای نخستین بار به کمکِ تکنولوژی چاپِ سهبعدی، دقیقترین کپیِ ممکن از مجسمهی داود -اثر تحسینشدهی میکلآنژ- ساخته شد، آن را در نمایشگاه مشهور اکسپو در دبی در برابر بازدیدکنندگان نمایش دادند، منتها با یک تبصرهی جزئی: نیمی از مجسمه در طبقهی اول و نیمی در طبقهی دوم به شکلی…
ادامهکارشناس امور جنسی که جهان را تغییر داد
کلاسیکهای روانشناسی (۱) – زیگموند فروید پال بلوم -روانشناس مشهور و استاد دانشگاه ییل- در مقالهای در والستریت ژورنال نوشت که اگرچه بسیاری از آراء فروید به درستی از اعتبار افتادهاند و برخی عقایدش اسباب شرمساریست باید او را همچنان جدی گرفت و آثارش را خواند. پیش از آنکه فهرست دلایلاش در شرح اهمیت فروید…
ادامهسرنوشتِ کاساندرا
(منتشر شده در مجله بارو – شمارهی نهم) آشکارکردن صادقانهی عقاید و باورهای خویش در تمام ادوار تاریخ بشر هزینه داشته، گاه کم و گاه زیاد و البته نه در شکل و شیوهای مشابه. روزگاری متداول بود به اتهام داشتن یا نداشتنِ یک عقیده، سر از تن فرد جدا کنند و وجدان جامعه هم چندان…
ادامهاصطلاحطلبی، خوشگلی، توصیههای روانکاو و روزی که شب است
در دیالوگی از فیلم مَنهَتن، زن (مریل همینگوی) میگوید: «وقتی باهام ازدواج کردی از گذشتم خبر داشتی» و مرد (وودی آلن) جواب میدهد «آره اتفاقا روانکاوم بهم هشدار دادهبود منتها خیلی خوشگل بودی، منم یه روانکاو دیگه پیدا کردم». بحث در اینباره که تمایز عقل و احساس چیست و کدامیک در لحظهی تصمیمگیری تاچهاندازه رشتهی…
ادامهسانسورزدگی و چیزهایی که فکر میکنیم میدانیم
در مقدمهی رمانِ کمنظیر رگتایم -اثر ادگار لورنس دکتروف با ترجمهی نجف دریابندری- مترجم اعتراف میکند به حکم ضرورت حدود دهخطی حذف شده و در ادامه در جملهای حقیقتا جالب مینویسد «حذفِ ناگزیر این چند سطر به روال داستان صدمهای نمیزند، اما مترجم از این بابت متاسف است». جملهی مختصر و مفیدِ مترجم، قلب یکی…
ادامهمن آدم مهمیام
فوریه ۱۹۵۹ برتراند راسل تقریبا هشتاد و هفت ساله بود. اعتبار و شهرت اجتماعی و علمیاش در آن روزگار نیازی به تاکید ندارد. در همان ایام و چند باری در برخی نشریات انگلیسی او را که عموما با عنوان لرد راسل شناخته میشد، با ادوارد راسل – نویسنده و مورخ انگلیسی- که وی نیز به…
ادامهوارثانِ تراژدی
رنجها یکسان نیستند، حتی اگر خاستگاهشان یکی باشد. و هیچ دو انسانی نخواهند دانست دردِ آن دیگری چه اندازه است حتی اگر هر دو از یک درد در عذاب باشند. با این حال، آدمی سازوکارهای بسیاری برای نمایاندنِ رنج و اندوهِ خویش دستوپا کرده؛ از خطوط درهمِ چهره، اشک، صدای غمبار و نگاه محزون…
ادامهآنچه تنآور مینمود نسیمی شد و بر باد رفت
یادداشتی دربارهی اقتباس سینمایی اخیر از تراژدی مکبث – در میان بسیاری ادیب و مورخ و کارشناس نخبه توافقی نیست که بهترین متن شکسپیر کدام است، با این حال تراژدی هملت، تراژدی مکبث و و اتللو را سه اثر برجستهی وی میدانند؛ برخی معتقدند ریچارد سوم و شاهلیر هم در کنار این دو قرار میگیرند…
ادامهتاملات خوابآلود
مته، خوابیده روی نیمکت ۱۸۷۵ – اثر پل گوگن – نوشتهاند بتهوون به رغم بیماریهای متعددی که از آنها رنج میبرد شبها هم راحت میخوابید و هم منظم: ده شب تا شش صبح. در فرهنگ عامه مشهور است خواب راحت با وجدان آسوده ارتباطی مستقیم دارد و فرض بر این است که آدمهای شرور از…
ادامهوقتی نام، فقط یک کلمه نیست
کلنجار با گذشتهی خویش به بهانهی فیلم «نام کوچک» – فرزند خانوادهای معمولی در شهری کوچک که به شغل کارمندیِ پدرش بیعلاقه است و ترجیح میدهد هنرمند شود ممکن است استعداد چندانی نداشته باشد، و با سرخوردگی از واکنش به نقاشیهای کمابیش معمولیاش، تصمیم بگیرد پایهگذار تمدنی نو شود؛ البته نه با انقلابی…
ادامهکاستن از ژرفای اندوه
در خلوتِ روشن با تو گریستهام برایِ خاطرِ زندگان، احمد شاملو – سوفکل، نمایشنامهنویس بلندآوازهی یونان باستان، در جملهای نومیدانه نوشت: «اگر میتوانستیم شرارتها را با سوگواری درمان کنیم و مردگان را با اشکهای خویش برخیزانیم، آنگاه گریستن ارزشی والاتر از زر مییافت». با اینوجود آدمی میگرید، چه بیاراده و چه با تصمیم خویش،…
ادامهحسادت هنرمندانه یا هنرمند حسود
در فاصلهای دورتر زنی برهنه در پیراهنی قرمز، حواگونه دست به درخت سیب بردهاست. در مقابلش مردی در لباسِ تیره، مدرن و رسمی، بدون چهره و رو به زن، گویی در حال اغوا شدن است. این صحنهی آشکارا «آدم و حوا» وار، پس زمینهای بیش نیست؛ نیمی از تابلو نیمتنهی مردی است که با چهرهای…
ادامهدر ستایش چای و چای نوشیدن
از دوشس بِدفورد و جرج اُروِل تا محمد قائد و هنری جیمز – افسانهای چینی میگوید حدود ۲۷ قرن پیش از میلاد مسیح، باد برگهای چای را به درون ظرفی انداخت که در آن، امپراتورِ وقت عادتا آب را پیش از نوشیدن میجوشاند. رنگ و طعمی که برگها به آب جوشیده دادند امپراتور را خوش…
ادامهیک لیوان چای مطبوع / جرج اُروِل
اگر در اولین کتاب آشپزی که به دستتان میآید به دنبال «چای» بگردید، احتمالا متوجه خواهید شد که چیزی در اینباره گفته نشده، یا دستِ بالا چند خطر دستور دمدستی خواهید یافت، بدون قاعدهای که حاوی نکاتی کلیدی باشد. مورد عجیبی است، نه از آنرو که چای یکی از ستونهای تمدن این سرزمین و نیز…
ادامهبرتری من و ما بر دیگران
ما سازندهی تاریخ نیستیم، خود، ساختهی تاریخیم. مارتین لوتر کینگ – بیراه نیست اگر بگوییم مسئلهی بازپسگیری یا اساسا ستاندن حقوق پایمال شده، از ویژگیهای قرن بیستم و بیست و یکم است. اخیرا و به واسطهی کشته شدن انسانی[۱] در خیابانهای شهر مینیاپولیس، مسئلهی برتری نژادی دوباره تبدیل شد به مهمترین موضوع روز. در…
ادامه«دروغگویی» به مثابهی رفتار
با هر دروغی که آدمی میگوید، گویی کرامت خویش به عنوان یک انسان را نابود میکند. ایمانوئل کانت – کانت معتقد بود دروغ گفتن یا راست گفتن به فرد بستگی دارد، انتخابیست آزاد بر پایهی ارادهی شخص، انتخابی برآمده از اعتقادات اخلاقی او. برخی معتقدند، سازوکار جهان شاید به آن تمیزی و مرتبی…
ادامهدر پشیمانی سودی هست یا نیست؟
به روشنی میبینم: دو موقعیت محتمل پیش روست و فرد میتواند این یا آن را انتخاب کند. نظر صادقانهام یا نصیحت دوستانهام این است: این را انجام بدهی یا آن، در هردو صورت پشیمان خواهی شد. سورن کیِرکِگارد – درک این نکته که آیا دیگر جانداران هم بر گذشتهی خویش افسوس میخورند، دستِکم هنوز…
ادامهدایناسورهایی که بر سقف راه میروند
عنوان بالا به شوخی میماند، اما هر شوخی، بالقوه میتواند رنگ و بویی از واقعیت گرفته باشد. در غاری در فرانسه، دانشمندان فسیلشناس ردِ پای گونهای ناشناخته از دایناسورهای غولپیکر را بر سقف یافتهاند[1]. اگر گذارِ آدمی هراندازه باهوش و تیزبین اما بیاطلاع از موضوع، به آن غار میافتاد، به احتمال بسیار برآمدگی-تورفتگیهای موجود بر…
ادامهحق با هیچکس نیست
اغلب مردم دوست دارند بر صحنهی عمومی دیده شوند. حرف هایشان و خودشان نیز جدی گرفته شوند. پیش از این و در دوران پیشامدرن، عدهی معدودی از افراد طبقات فوقانی جامعه بخت دیده شدن و جدی گرفته شدن داشتند. هرکسی خود را مخاطب مطبوعات نمی دانست؛ عده ی بسیار معدودی مینوشتند و عدهی کمی هم…
ادامه